العلامة المجلسي
1019
حياة القلوب ( فارسي )
به سند معتبر از حضرت امام رضا عليه السّلام منقول است كه : شخصي از اشراف قبيلهء بنى تميم كه أو را عمرو مىگفتند به خدمت حضرت أمير المؤمنين صلوات اللّه عليه آمد پيش از شهادت آن حضرت به سه روز وگفت : يا أمير المؤمنين ! مرا خبر ده از قصهء أصحاب رس كه در كدام عصر بودهاند ومنزلهاى ايشان در كجا بوده است وپادشاه ايشان كي بوده است ، آيا خدا پيغمبرى بر ايشان مبعوث گردانيده بود يا نه ؟ وبه چه چيز هلاك شدند ؟ زيرا كه من در كتاب خدا ذكر ايشان را مىبينم وخبر ايشان را نمىبينم . پس حضرت أمير المؤمنين صلوات اللّه عليه فرمود كه : از حديثي سؤال كردى كه كسى پيش از تو از من سؤال نكرده بود وبعد از من كسى خبر ايشان را به تو نخواهد گفت مگر آنكه از من روايت كند ، ودر كتاب خدا هيچ آية نيست مگر آنكه من تفسير آن را مىدانم ومىدانم كه در كجا نازل شده از كوه ودشت ، ودر چه ساعت وچه وقت فرود آمده است از شب وروز . پس اشاره به سينهء مبارك خود نمود وفرمود كه : در اينجا علم بىپايان هست وليكن طلبكارانش كمند ودر اين زودى پشيمان خواهند شد در وقتي كه مرا نيابند ، اى تميمي ! قصهء ايشان آن است كه ايشان گروهى بودند كه درخت صنوبرى را مىپرستيدند كه آن را شاه درخت مىگفتند ، آن را يافث پسر نوح عليه السّلام در كنار چشمهاى غرس كرده بود كه آن چشمه را روشناب « 1 » مىگفتند ، وآن چشمه را بعد از طوفان از براي نوح عليه السّلام بيرون آورده بودند وايشان را براي آن أصحاب رس ناميدند كه پيغمبر خود را در زير زمين دفن كردند .
--> ( 1 ) . در عيون أخبار الرضا « دوشاب » ، ودر علل الشرايع « روشاب » آمده است .